۱۲ جمله سمی در ارتباط با کودک
کریمی در کتاب خود با عنوان «تربیت چه چیز نیست» به ذکر بیست عنوان از آنچه تربیت را در برنمیگیرد میپردازد و به این نکته قایل است که برای درک درست آنچه تربیت هست باید از راه آنچه تربیت نیست وارد شویم. اگر بخواهیم بدانیم تربیت چیست در وهله اول باید آنچه را که تربیت نیست بازشناسیم. در مفهوم تربیت، ناخواسته و ناخودآگاه به ذهن هر فردی خطور میکند که تربیت به معنی شکل دادن، ساختن و به گونهای بار آوردن است که مورد نظر جامعه بزرگسال و مطابق اهداف از پیش تعیین شده باشد. در این صورت تربیت را با صنعت یکسان کردهایم. برای مثال انتظاری را که از یک صانع، تراشکار و نجار داریم این است که یک تکه چوب و قطعه خامی را متناسب با نیاز، مصلحت، پسند و خواست خود شکل دهد و آن چنان صیقل کاری و تراشکاری کند که آن ماده خام متناسب با قالب ذهن او و ایدههای سلیقهای اش پرورده و پرداخته شود! از تربیت نیز همان انتظار را داریم. اما کیست که نداند این نوع اقدام، یک تربیت حیوانی است و نه انسانی. اهلی کردن و رام کردن افراد است نه پروردن انسان! -تربیت علم نیست. اگر بخواهیم تربیت را در قلمرو سه حیطه علم و فن و هنر تبیین کنیم، حیطه تعیین کننده بعد هنری و ذوقی در روشهای تربیتی است که قابل انتقال و اکتساب نبوده و باید هر کس به تناسب ذوق و ابتکار خویش و موقعیتهایی که حاصل میشود آن را ابداع کند و نمیتوان صرفاً با روش علمی آموزش داد. وقتی تربیت به منظور یک فن و علم در قالب زمان و مکان به صنعت و فرمول و دستورالعمل تبدیل میشود، از روح زندگی و خلوص تهی میشود و اثرش مصنوعی، ناپایدار و نهایتاً نفرت آور میگردد. -تربیت اجتماعی کردن نیست. اجتماعیکردن افراد امکان تفرد آنها را از بین میبرد. اجتماعی کردن افراد چنانچه استقلال و جوهره تمایزیافتگی را نادیده بگیرد مانع تحقق شکوفایی فرد میشود. -تربیت بارآوردن نیست. در بارآوردن هدف از تربیت «رام کردن» «اهلی ساختن» و دست پروردهسازی کودک است ولی در پروراندن آزاد ساختن است. آزاد ساختن از وابستگیها و موانع رشد و اجازه دادن برای شکفته شدن آن چیزی که در طبیعت و فطرت پاک متربی به ودیعه نهاده شدهاست. در بارآوردن کودک تابع شخصیت بارآورنده شکل میگیرد و در پروراندن متناسب با شاکله و اقتضای وجود خویش متحول میشود. – تربیت تغییر دادن نیست. به تعبیر سقراط مربی اصلی، ازلی و ابدی ما فطرت ما است. دانش فطری که برخاسته از طبیعت درونی آدمی است، بهترین راهنمای آدمی به شمار میرود. بدین ترتیب هنر مربی، تغییر دادن و جهت دادن تصنعی به طبیعت کودک نیست زیرا تربیت تزیین کردن و نقاب زدن بر شخصیت نیست بلکه آشکار کردن، نمایان ساختن و پرده برداشتن از چهره طبیعی و خمیر مایه فطری کودک است تا او همان شود که طبیعت و فطرتش اقتضا میکند. بر این اساس میگوییم تربیت تغییر دادن نیست بلکه تایید کردن است. تایید کردن آنچه که خمیر مایههای فطری فرد حکم می کند و نه دست مایهای که دیگران بر اساس ایده و طرح خود خواهان تغییر دادن طبیعت او هستند. – تربیت عادت دادن نیست. کانت و روسو از جمله کسانی هستند که تربیت را عبارت از «فن جلوگیری از تشکیل عادت» دانسته اند. هدف تربیت از نظر کانت را می توان چنین استنباط کرد: تربیت، «پرورش انسانی است که مبتنی بر اراده و عقل و از سر تکلیف عمل می کند». عاداتی که با فکر و تامل ملازم باشد شخص را به تازهجویی و ابتکار سوق می دهد. ولی عادات انفعالی که منظور ما همین مفهوم است جریان رشد و ابتکار را قطع می کند. -تربیت سرعت بخشیدن به مراحل رشد نیست. هر گاه سعی میکنیم چیزی را زودتر از موعد طبیعی به کودکان بیاموزیم آنها را از کشف دوباره آن بوسیله خودشان باز داشتهایم. اگوست کنت گفته است: «اگر میخواهید سریعتر به هدف برسید آهسته حرکت کنید!». در پارهای از اوقات باید آهنگ طولی به منظور گسترش رشد عرضی کند شود. به گفته ابراهیم ادهم، «حج عقل، تامل است»، این تامل هر چند نوعی دور زدن و چرخیدن محسوب میشود اما به تعمیق و ریشه دوانی معرفت کمک میکند. مهم این نیست که ما درباره چه چیز کنجکاوی علمی یا چونی و چرایی به خرج دهیم، مهم رسیدن به این حس و میل و ذوق است. مهم این است که از برابر وقایع، اشیاء، مناظر هستی و زندگی بی اعتنا نگذریم. بنابراین معلم باید به جای سرعت بخشیدن به مراحل رشد و آموزش، نقش تحریک کننده این انگیزه طبیعی را داشته باشد. -تربیت آموزش دادن نیست. «اگر حرف زدن را به کودک درس میدادیم، هرگز زبان باز نمیکرد» این عبارت از «جان هالت» مولف کتاب زمینه های شکست تحصیلی نقل شده است و نشان میدهد تا چه اندازه آموزشهای مدرسهای مانع تربیت است. در واقع نیروی کنجکاوی، در اثر روبرو شدن با موقعیت مبهم تحریک میشود. هر قدر این موقعیتها جذابتر و مبهمتر باشد، نیروی کنجکاوی کودک فعالتر و شدیدتر میشود. هر فردی بر اساس نیازها و کوششهای خود، تعیین کننده محتوای آموزش خود است. این روش در نظام حوزهای و مکتب خانههای سنتی به نوعی دیگر رایج بوده است. هر کس در هر سنی بدون قالبها و تقویمهای سنی در هر کلاسی و هر سطحی که توان و علاقه داشت حاضر میشد تا بر اساس «یادگیری در حد تسلط» پیش رود. در دوره معاصر و در تعلیم و تربیت جدید، «گودمن» یکی از طرفداران این قضیه معتقد است که تا چیزی نیاز، میل، کنجکاوی و تصور ذهنی فرد را احیا نکندآموخته نمیشود. -تربیت شکل دادن نیست. تربیت شکل دادن شخصیت کودک بر اساس قالبهای از پیش تعیین شده بیرونی نیست و ما حق نداریم کودکان را طبق ایدهها و قالبهایی که خود تراشیدهایم، تربیت کنیم. هر فردی خود منحصر به فرد است و باید به گونهای متفاوت از دیگری تربیت شود. هر قدر دخالت و شکل دادن رفتار از بیرون بیشتر باشد، خود رهبری و خود کنترلی که عامل مهم تربیت فعال است خاموش میشود. -تربیت دخالت کردن نیست. بزرگترین و موثرترین دخالت در تربیت، کنار کشیدن از صحنه تربیت است! در واقع اگر بخواهیم در تربیت دخالت کنیم باید تربیت «پرهیزی» را جایگزین تربیت «تجویزی» کنیم. اگر ما دائماً در کار آنها دخالت کنیم، خود به خود به افرادی تبدیل میشوند که دیگر هیچ گونه احساس مسئولیتی از خود نشان نمیدهند و کارهای خود را به ما وا میگذارند و این واگذاری همراه با بیتفاوتی و وانهادگی در تمامی امور است. -تربیت شکوفا کردن استعدادها نیست. در تعریف تربیت گفته اند: «تربیت عبارت است از فراهم ساختن زمینه برای شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب». نقص بزرگ در این تعریف از تربیت، عبارت «شکوفا کردن» است. زیرا نقش فعال متربی را نادیده میگیرد و نقش اصلی را به مربی و عوامل بیرونی میدهد. در شکوفا کردن –و نه شکوفا شدن- فاعلِ تربیت، مربی است و متربی یک نقش منفعل و خنثی دارد. ما معمولاً استعدادهای کودکان را قبل از اینکه در موعد مقرر و در زمان طبیعی و در مراحل بهینه خود شکفته شوند؛ میشکوفانیم.
درباره دکتر مائده صنعتگر
دکتر مائده صنعتگر از فعالان شناختهشده حوزه روانشناسی کودک، بازیدرمانی و آموزشهای فرهنگی–اجتماعی در اصفهان است. فعالیت حرفهای ایشان از سال ۱۳۷۸ با ترجمه آثار پژوهشی آغاز شد و در ادامه با حضور در مراکز فرهنگی و آموزشی شهرداری و مؤسسات تخصصی رشد کرد. او طی دو دهه همکاری با مجموعههای مختلف، در نقشهای بازیدرمانگر، مشاور مدارس، مدرس کارگاههای تخصصی، مدیر فرهنگی، ویرایشگر تخصصی محتوا و مربی زبان انگلیسی فعالیت کرده است. بخشی از سوابق او عبارتاند از: بازیدرمانگر در مراکز مشاوره صف و گلستان زندگی (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) مشاور دبستان پسرانه علیه (۱۳۸۹) مدرس و مشاور در فرهنگسراهای شهرداری (۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶) ویرایش تخصصی مقالات و منابع برای سامانه ملی ازدواج و خانواده و فرهنگسرای پرسش (۱۳۹۱) مدیر خانه فرهنگ اندیشه (۱۴۰۳) مدیر مهدکودک «مامان و بابا» (۱۳۹۵) همکاری پژوهشی و فرهنگی با سازمان فرهنگی–تفریحی شهرداری اصفهان فعالیت در تحریریه روزنامهها و مجلات تخصصی حوزه خانواده، ازدواج و روانشناسی از سال ۱۳۸۵ * تربیت ۳۲ متخصص بازیدرمانی کودک با متد تلفیقی CCPT_FT (از ۱۳۹۷ تا امروز) از سال ۱۳۸۹ تاکنون، ایشان مدیر و مؤسس مجموعه "نارنج و ترنج" هستندف مجموعهای معتبر در حوزه آموزش کودک که تاکنون پذیرای تعداد زیادی کودک در گروههای سنی مختلف بوده است. "نارنج و ترنج" با تمرکز بر رشد جامع مادر و کودک، دورههای متنوعی شامل کلاسهای مادر و کودک، کودک ، مادران، پیشدبستانی، و مهد کودک را ارائه میدهد. نظارت و راهبری حرفهای او بر این مجموعه، باعث شکلگیری رویکردی علمی، خلاقانه و کودکمحور در برنامههای آموزشی شده است. تجربه گسترده و چندبعدی ایشان در حوزه کودک، خانواده، روانشناسی، آموزش و فرهنگ، نگاه او را در تولید محتوای تخصصی به رویکردی دقیق، کاربردی و انسانمحور تبدیل کرده است.
نوشتههای بیشتر از دکتر مائده صنعتگرپنج پرسش اساسی والدین درباره مواجهه کودکان زیر شش سال با رسانه
والدین کودکان خردسال زیر شش سال در عصر دیجیتال با چالشهای جدیدی در مورد استفاده از صفحه نمایش و تأثیر آن بر رشد فرزندان خود روبرو هستند. در اینجا به پنج سؤال اساسی والدین در این دنیای تکنولوژی پاسخ میدهیم.
یک. برای کودکان زیر شش سال، چقدر زمان تماشا تلویزیون مجاز است؟
تعیین حد مجاز زمان تماشا یکی از بزرگترین نگرانیهای والدین است. سازمانهایی مانند آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) رهنمودهای مشخصی را ارائه کردهاند:
- کودکان ۰ تا ۱۸ ماه: AAP توصیه میکند که هیچ نوع صفحه نمایشی مجاز نیست، مگر در حد تماسهای تصویری (Video-chatting)
- کودکان ۱۸ تا ۲۴ ماه: استفاده از رسانه بدون حضور والدین توصیه نمیشود و زمان تماشا باید آموزشی باشد.
- کودکان ۲ تا ۵ سال: توصیه AAP و WHO این است که زمان تماشا به یک ساعت یا کمتر در روز از محتوای با «کیفیت بالا» محدود شود. همچنین شعاری دارد که میگوید «کمتر، بهتر».
با این حال، باید در نظر داشت که این محدودیتهای زمانی تا حدی اختیاری هستند و دادههای علمی لزوماً از یک سقف سختگیرانه یک ساعته حمایت نمیکنند.
دو. آیا کودکان زیر سه سال میتوانند از صفحه نمایش یاد بگیرند؟
یادگیری کودکان از صفحه نمایش به شدت به سن آنها بستگی دارد.
کودکان زیر سه سال: تحقیقات نشان میدهد که این کودکان در مقایسه با تعاملات حضوری، بسیار کمتر (حتی اصلاً) میتوانند از صفحه نمایش یاد بگیرند. در مقالهای عنوان شد که کودکانی که زیر سه سال در مواجهه با تلویزیون قرار میگیرند، اصطلاحاً دچار «نارسایی ویدیویی» میشوند. نارسایی ویدیویی به یک نقص یا کمبود شناختی در توانایی یادگیری کودکان خردسال از صفحه نمایش، در مقایسه با تعاملات رو در رو، اشاره دارد. حتی اگر کودک کلماتی را از تلویزیون تکرار کند، بعید است که معنای آن کلمات را در زندگی واقعی بفهمد.
کودکان بالای سه سال: از این سن به بعد، کودکان میتوانند کلمات و مفاهیمی را از تلویزیون بیاموزند، اگرچه همچنان توصیه اکید هست که فرد بزرگسالی برای تعاملی شدن محتوا، همراه کودک باشد.
چگونه میتوان یادگیری را بهبود بخشید؟ مؤثرترین راه برای کاهش «نارسایی ویدئویی» و افزایش یادگیری، تماشای مشترک است. هنگامی که والدین همراه کودک برنامه را تماشا میکنند، میتوانند یادگیری اتفاق افتاده را تقویت کنند. انتخاب محتوای مناسب بسیار مهم است. به نظر شما محتوای مناسب چه ویژگیهایی دارد؟
سه. چگونه میتوان از کجخلقی پس از اتمام تماشای صفحه نمایش جلوگیری کرد؟
بسیاری از والدین پس از پایان زمان تماشا شاهد بهانهگیریها یا طغیانهای کودک هستند. صفحات نمایش لذتبخش هستند و سیستم پاداش مغز را فعال میکنند. وقتی سیستم پاداش فعال است دوپامین ترشح میشود و گویا مغز کودک میگوید: «از انجام این کار خوشت آمد! دوباره انجامش بده!». برای جلوگیری از این درگیریها، راهبردهای مبتنی بر شواهد زیر توصیه میشود:
۱. قبل از شروع برنامهریزی کنید: مطمئن شوید کودک زمان شروع و پایان تماشا را دقیق متوجه شده است. با اوصحبت کنید و قرار بگذارید تا متوجه زمان پایان شود مثلا میتوانید از تایمر یا زمانسنج استفاده کنید یا تعداد مشخصی قسمت یا سطح بازی را از قبل مشخص کنید.
۲. هشدار دهید: همیشه زمانی که پایان نزدیک است، هشدار پنج دقیقهای یا دو دقیقهای بدهید. ما در مرکزمان همیشه این هشدار زمانی را داریم. این هشدار زمانی باعث میشود کودک از نظر ذهنی برای پایان آماده شود و هر طور میداند، برنامهریزیهای لازم برای پایان با آمادگی بیشتر را انجام دهد.
۳. ثبات داشته باشید: اگر حد مشخصی را تعیین کردید، به آن پایبند بمانید. اگر کودک پس از گریه و جیغ زدن دوباره به صفحه نمایش دسترسی پیدا کند، یاد میگیرد که این رفتارها راهی برای به دست آوردن زمان بیشتر هستند. البته به یاد داشته باشید که احساسات کودک را تأیید کنید میتوانیدبگویید: «میدانم که وقت خاموش کردن تلویزیون است، چقدر میتواند ناامیدکننده باشد»، اما ما از قبل با هم توافق کردیم و لازم است حواس بدهیم به قول ها و کلام مان. اگر کودک زیاد گریه و زاری راه بیاندازد، نشان دهنده این است که لازم است شما روی مهارت فرزندپروری و به خصوص «محدودیتگذاری» کار کنید. اگر رفتار قشقرق راه انداختن کودکتان تکرار شوندگی دارد، پیشنهاد میشود از خدمات مشاوره بهرهمند شوید.
۴. فعالیتهای پس از تماشا را در نظر بگیرید: فعالیتهای شناختی سنگین مانند انجام تکالیف، ممکن است بلافاصله پس از پایان زمان تماشا ایده آل نباشند. فعالیتهای پرانرژی مانند فعالیت حرکتی یا بازی یا فعالیتهای سبک مانند حل پازل را بر اساس ترجیحات کودک امتحان کنید.
چهار. آیا مواجهه روزانه کودک زیر ۶ سال با کارتون انگلیسی برای دوزبانه شدن مفید است یا مضر؟
مواجهه منفعل و بدون همراه انسانی با کارتونهای انگلیسی برای دوزبانه شدن کودک، طبق مقالات علمی اخیر، محدودیتهای جدی دارد و توصیه نمیشود. مشکل در اصل مواجهه نیست، بلکه در فقدان عامل انسانی و تعامل فعال است. مقالات و پژوهشهای معتبر (مانند کارهای Kuhl, 2003 و DeLoache, 2004) به وضوح نشان میدهند که مغز کودک برای یادگیری مؤثر زبان، به ویژه در سالهای ابتدایی رشد، به چیزی بیش از ورودی صوتی و تصویری نیاز دارد. در پژوهشها مشاهده شد که نوزادان ۹ تا ۱۰ ماهه آمریکایی که به زبان ماندارین چینی به صورت زنده و در تعامل با یک انسان در ۱۲ جلسه کوتاه گوش دادند، توانایی تشخیص آواهای ماندارین را به دست آوردند. اما گروهی که به همان میزان و با همان محتوا از طریق ضبطهای صوتی یا تصویری (ویدیو/کارتون) مواجهه داشتند، هیچ یادگیری آوایی از خود نشان ندادند. خلاصه اینکه مواجهه روزانه تنها با کارتون، شبیه به روشن گذاشتن رادیو برای یادگیری زبان است. برای دستیابی به دوزبانگی، مغز کودک شما نیاز دارد که شما به عنوان یک عامل اجتماعی (Social Agent)، محتوای کارتون را به یک گفتگوی معنادار و تعاملی تبدیل کنید. کارتون فقط یک مکمل صوتی و تصویری است، نه معلم اصلی.
پنج. آیا تماشای تلویزیون روی خواب، توجه تمرکز و زبان کودک تاثیر منفی دارد؟
استفاده بیش از حد از صفحات نمایش به ویژه در سنین طلایی زیر شش سال که مغز در حال شکلگیری سریع اتصالات عصبی است، به عنوان یک دخالت منفی محیطی شناخته میشود که میتواند بر ساختار مغز تأثیرات بلندمدتی بگذارد. در این دوره، رشد قشر جلوی پیشانی که مسئول عملکردهای اجرایی از جمله توجه و تمرکز پایدار، حافظه کاری و تنظیم احساسات و هیجانات است، به شدت وابسته به تعامل دوسویه و غنیسازی محیطی است. تماشای منفعلانه تلویزیون با ایجاد تحریک بیش از حد دیداری و شنیداری، در حقیقت یک تغذیه نامناسب حسی برای مغز فراهم میکند. این نوع تحریک سطحی، مانع از درگیر شدن عمیق مدارهای عصبی مورد نیاز برای پردازش زبان و تفکر پیچیده میشود و با کاهش ضخامت لایه محافظتی رشتههای عصبی (میلین) در مسیرهای اصلی ارتباطی، سرعت پردازش اطلاعات را در بلندمدت تحت تأثیر قرار میدهد. مطالعات به وضوح نشان دادهاند که زمان زیاد مواجهه با صفحه نمایش، مستقیماً با تأخیر در نقاط عطف رشد زبانی و نقص توجه در دوران مدرسه مرتبط است. همچنین، نور آبی ساطع شده از صفحه نمایش در ساعات شب، با مهار ترشح هورمون خواب (ملاتونین)، ریتم شبانهروزی کودک را مختل کرده و به طور مزمن بر کیفیت و میزان خواب او تأثیر میگذارد. حیاتیترین نکته این است که هر دقیقه صرف شده جلوی صفحه نمایش، یک فرصت از دست رفته برای بازیهای اکتشافی و تعاملات اجتماعی فعال است که برای توسعه توانایی درک ذهن دیگران و مهارتهای عاطفی-اجتماعی ضروری هستند. این جایگزینی، منجر به کاهش فعالیت جسمی و افزایش احتمال ابتلا به چاقی دوران کودکی میشود. بنابراین، اعمال محدودیتهای سختگیرانه (حداکثر یک ساعت در روز برای سن دو تا پنج سال) نه یک توصیه بر اساس سلیقه، بلکه یک الزام عصبی-رشدی برای تضمین پتانسیل کامل شناختی کودک شما است.
درباره دکتر مائده صنعتگر
دکتر مائده صنعتگر از فعالان شناختهشده حوزه روانشناسی کودک، بازیدرمانی و آموزشهای فرهنگی–اجتماعی در اصفهان است. فعالیت حرفهای ایشان از سال ۱۳۷۸ با ترجمه آثار پژوهشی آغاز شد و در ادامه با حضور در مراکز فرهنگی و آموزشی شهرداری و مؤسسات تخصصی رشد کرد. او طی دو دهه همکاری با مجموعههای مختلف، در نقشهای بازیدرمانگر، مشاور مدارس، مدرس کارگاههای تخصصی، مدیر فرهنگی، ویرایشگر تخصصی محتوا و مربی زبان انگلیسی فعالیت کرده است. بخشی از سوابق او عبارتاند از: بازیدرمانگر در مراکز مشاوره صف و گلستان زندگی (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) مشاور دبستان پسرانه علیه (۱۳۸۹) مدرس و مشاور در فرهنگسراهای شهرداری (۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶) ویرایش تخصصی مقالات و منابع برای سامانه ملی ازدواج و خانواده و فرهنگسرای پرسش (۱۳۹۱) مدیر خانه فرهنگ اندیشه (۱۴۰۳) مدیر مهدکودک «مامان و بابا» (۱۳۹۵) همکاری پژوهشی و فرهنگی با سازمان فرهنگی–تفریحی شهرداری اصفهان فعالیت در تحریریه روزنامهها و مجلات تخصصی حوزه خانواده، ازدواج و روانشناسی از سال ۱۳۸۵ * تربیت ۳۲ متخصص بازیدرمانی کودک با متد تلفیقی CCPT_FT (از ۱۳۹۷ تا امروز) از سال ۱۳۸۹ تاکنون، ایشان مدیر و مؤسس مجموعه "نارنج و ترنج" هستندف مجموعهای معتبر در حوزه آموزش کودک که تاکنون پذیرای تعداد زیادی کودک در گروههای سنی مختلف بوده است. "نارنج و ترنج" با تمرکز بر رشد جامع مادر و کودک، دورههای متنوعی شامل کلاسهای مادر و کودک، کودک ، مادران، پیشدبستانی، و مهد کودک را ارائه میدهد. نظارت و راهبری حرفهای او بر این مجموعه، باعث شکلگیری رویکردی علمی، خلاقانه و کودکمحور در برنامههای آموزشی شده است. تجربه گسترده و چندبعدی ایشان در حوزه کودک، خانواده، روانشناسی، آموزش و فرهنگ، نگاه او را در تولید محتوای تخصصی به رویکردی دقیق، کاربردی و انسانمحور تبدیل کرده است.
نوشتههای بیشتر از دکتر مائده صنعتگر
دیدگاهتان را بنویسید